امروزه در ایران شاهد رواج اصطلاحاتی مانند «سبک دکور پینترستی» یا «دکورهای اینستاگرامی» هستیم که اغلب به معنای تکرار ترندهای مدرن غربی در چیدمان منزل به کار میرود. بسیاری از این فضاها با کپی صرف از تصاویر خارجی و بیتوجهی به فرهنگ بومی، یادگاریهای خانوادگی، روحیات ساکنین و چارچوب معماری ایرانی طراحی میشوند. در حالی که پینترست در واقع یک ابزار جستجوی بصری و منبع الهام است که کمک میکند ایدههای مفید را کشف کنیمazarsys.com، متاسفانه در عمل کاربران در ایران غالباً بدون بازبینی و شخصیسازی، فضاهایی شبیه به «خانههای ژورنالی غربی» میسازند. این مقاله با نگاهی تحلیلی به این پدیده میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان با حفظ اصالت فرهنگی و توجه به نیازهای شخصی، دکوراسیونی اصیل و انسانی را جایگزین تقلید کورکورانه کرد.
پینترست در ذات خود یک شبکه اجتماعی برای جستجو و ایدهپردازی بصری است؛ یعنی موتور جستجویی برای کشف عکسها و طرحهای متنوع در زمینههای گوناگونazarsys.com. کاربران میتوانند تصاویری را ذخیره کنند تا الهام بگیرند، نه این که همین تصاویر را عیناً در خانه پیاده کنند. با این حال، در ایران منظور از «دکور پینترستی» اغلب به معنی تقلید مستقیم از یک سبک خاص مدرن غربی است. در واقع، ترکیبی از مبلمان مینیمال یا اینداستریال، تِمهای رنگی سرد، تزئینات لوکس و شیک که در مجلات دکوراسیون دیده میشود بهعنوان دکوراسیون پینترستی شناخته میشود. عبارت «دکور اینستاگرامی» هم همین مفهوم را تداعی میکند: فضایی که بیشتر برای عکس گرفتن و نمایش در شبکههای اجتماعی چیده شده و کمتر با نیازهای واقعی خانواده سازگار است.
مشکل اصلی این است که در تقلید کورکورانه از این مدلها، فرهنگ و تاریخ معماری ایرانی نادیده گرفته میشود. در خانههایی که به سبک پینترستی تزئین شدهاند، عناصر بومی مانند فرش دستبافت، کاشیهای سنتی، نورپردازی شرقی یا حتی الگوهای رنگی گرم جای خود را به المانهای مینیمال و سادهی غربی دادهاند. در نتیجه، فضای منزل از بافت و لایههای فرهنگی خود خالی میشود و صرفاً به یک پوسته ظاهریِ مدرن تبدیل میگردد. به بیان دیگر، چنانچه فقط به دنبال تصویر زیبا باشیم و از معنی عمیق طراحی غافل شویم، دکوراسیون خانه بهجای حاکم شدن بر زندگیمان، در خدمت مد و تقلید میشود.
دکوراسیون داخلی هر خانه باید منعکسکنندهی ویژگیها، سلایق و نیازهای ساکنان آن باشد. بهعنوان مثال «یک خانه بیش از چهار دیوار است؛ بازتاب شخصیت افرادی است که در آن زندگی میکنند»almadeluce.com. اگر افرادی با روحیات آرام و درونگرا در خانه زندگی کنند، یک دکوراسیون ساده و رنگهای خنک میتواند برایشان آرامشبخش باشد؛ اما خانوادهای پرجنب و جوش و معاشرتی نیاز به فضایی گرمتر و پویاتر دارد. حتی شغل و سبک زندگی ساکنین بر چیدمان اثر میگذارد؛ کسی که ساعات طولانی در خانه کار میکند، به یک میز کار منظم و نور مناسب نیاز دارد، در حالی که یک هنرمند یا خواننده ممکن است بخشی از دیوار را به آثار هنری یا یادگاریهای خود اختصاص دهد. یک معلم یا پژوهشگر بینظمی را نمیپسندد و نیاز به کتابخانهای مرتب دارد، در حالی که یک مادر خانهدار ممکن است به منطقهای امن برای بازی کودکان خود احتیاج داشته باشد.
قضاوت درباره یک دکور بدون درک پیشزمینه زندگی ساکنان همواره ناقص است. بسیاری از دکورهای وارداتی تمام توجه خود را صرف ظواهر میکنند و از پرسیدن این سوال که «ساکنان چه کسانیاند و چه نیازهایی دارند؟» غافل میشوند. نتیجه، ایجاد فضایی زیبا بهنظر میرسد اما بیارتباط با زندگی روزمره خانواده است؛ مثلاً استفاده از مبلمان شیشهای که برای یک خانه با کودکان خطرناک است یا چیدمان مبلمان راحتی هنگامی که فرد خانه را برای برگزاری جلسات آنلاین استفاده میکند، بدون در نظر گرفتن آنها طراحی شده است. در مقابل، همانطور که طراحان برجسته تأکید کردهاند، دکوراسیون «قصه گفتن» است؛ هر جزئیات آن باید داستان مالک را بازگو کندalmadeluce.comalmadeluce.com. بهعنوان مثال، اگر عکسهای خانوادگی یا اشیای شخصی در دیوارها چیده شوند، هر بار که به آنها نگاه میکنیم حس صمیمیت و خاطره به فضا القا میشود.
در حقیقت دکوراسیون شخصیشده، فضاهایی منحصربهفرد میسازد که بیانگر روحیات و علایق ساکن خانه هستندalmadeluce.comalmadeluce.com. برای مثال، انتخاب رنگها، آثار هنری، کتابها و لوازم دکوری باید با سرگرمیها و حرفه افراد منطبق شود تا زندگی روزمره در فضا تسهیل شود. در غیر این صورت، ممکن است افراد از خانه صرفاً به عنوان محلی خوشمنظر یاد کنند که با وجود زیبایی ظاهری، هیچگاه با زندگی شخصی آنها همساز نشده است.
خلق ارتباط عاطفی با فضا از طریق یادآوری خاطرات خوب، نقش مهمی در احساس «خانه بودن» دارد. در فرهنگ ما استفاده از اشیای نوستالژیک از دیرباز رواج داشته است؛ گاهی یک تابلو فرش کهنه، یک سماور قدیمی یا آینه کندهکاری شده میتواند حس صمیمیت و قدمت را به محیط اضافه کند. همانطور که در مقالات معماری و دکوراسیون اشاره شده، «فضای قدیمی و سنتی، تداعیکننده خاطرات قدیم برای افراد است و ... صفتها و ویژگیهای درخشان قدیم را زنده نگه میدارد»pouyaandish.com. این امر نشان میدهد که حضور المانهای اصیل میتواند «رنگوبوی اصیل» به فضا بدهد و خاطرات دلنشین را در ذهن ساکنان زنده نگه دارد.
در این میان، دیوار عکس خاطره (جایی برای نصب تصاویر خانوادگی) یک ایده بسیار کاربردی استfernido.com. با تزئین دیواری از خانه با عکسهای افراد خانواده و لحظات شاد، هر بار حضور در آن اتاق به یادآوری خاطرات محبتآمیز منجر میشود. مطالعههای روانشناسی محیط نشان میدهد که حتی آثار کلکسیون شده و لوازم شخصی کوچک نظیر ماشینهای اسباببازی، تمبر یا گلدانهای تزئینی، میتوانند «نقش مثبتی بر روحیه» ساکنان داشته باشندhiradana.com؛ چرا که هر یک بار دیگر وقایع خوشایند زندگی را به ذهن میآورند.
برعکس، بسیاری از دکورهای پینترستی توجهی به این بعد عاطفی ندارند. اگر تنها به الگوهای تصویری پایبند باشیم، ممکن است فضایی سرد و بیروح بسازیم. در حالی که ترکیب هوشمند المانهای شخصی و خاطرهانگیز، احساس راحتی و صمیمیت ایجاد میکند. به طور خلاصه، دخیل کردن اشیای احساسبرانگیز در چیدمان (عکسها، سوغات سفر، یادگاریهای خانوادگی و ...) باعث میشود خانه فراتر از یک دکور صرفاً زیبا شود و تبدیل به محلی شود که با هویت و خاطرات ساکنین پیوند خورده است.
شغل، روال روزانه و سبک کلی زندگی افراد، یکی دیگر از ابعاد مهم در طراحی فضاست. مثلاً تصور کنید فردی اهل مطالعه و تحقیق در خانه مستقر است؛ طبیعتاً به یک فضای مطالعه مجزا با قفسههای پر از کتاب و نور ملایم نیاز دارد، در حالی که یک ورزشکار یا طبیعتگرد ممکن است تجهیزات ورزشی یا تصاویری از طبیعت را در دکور ترجیح دهد. زن و شوهری که کار رسمی دارند، فضای رسمی و مرتبتری میطلبند، ولی جوانان و هنرمندان عموماً محیطی خلاقانه و خودمانی میپسندند. اگر این تفاوتها لحاظ نشود، نتیجه نهایی جذابیت بصری دارد اما کارایی کم و باعث خستگی ساکنین خواهد بود. متأسفانه بسیاری از طرحهای تقلیدی «پینترستی» چنین تفاوتهای کاربردی و فرهنگی را نادیده میگیرند.
به عنوان مثال، بدون توجه به شغل و نیاز افراد، ممکن است یک مطب حرفهای را شبیه به دنجترین اتاق خانه بچینند، یا یک سرویس مهدکودک را با مبلمان لاکچری لوکس پرکنند. در حالی که هر یک از این مکانها، بر اساس فعالیتهای ساکنانش باید طراحی خاص خود را داشته باشد. خلاصه اینکه، دکوراسیون «یکسایز-همه» ریسک زیادی دارد و نباید فراموش کنیم هر خانواده یا فرد، سبک زندگی و نیازهای ویژهای دارد که در چیدمان باید منعکس شود.
یکی از ضعفهای اساسی سبکهای پینترستی در ایران، کنار گذاشتن عناصر سنتی معماری ایرانی است. کشور ما با تاریخ و فرهنگ غنی خود مملو از المانهای معماری بومی (فرش و قالی، کاشیکاری، نورپردازی شرقی، تاقچههای گچی، کلاهفرنگی و حوض در حیاط) است که میتوانند به دکوراسیون شخصیت دهند. در مقالهای تخصصی تأکید شده که «دکوراسیون داخلی ایرانی یکی از بارزترین ارثهای فرهنگی و هنری این کشور است که تلفیقی منحصربهفرد از زیبایی و اصالت را در خود جای داده است»fermooka.ir. این سبک اصیل با استفاده از رنگهای گرم (قرمز، فیروزهای، طلایی)، نقوش اسلیمی و طرحهای کلاسیک ایرانی جلوهای متفاوت خلق میکند. به همین دلیل «استفاده از المانهای سنتی و رنگهای الهام گرفته از طبیعت، باعث میشود فضای داخلی رنگوبویی اصیل پیدا کند و هویت فرهنگی ساکنان حفظ شود»pouyaandish.com.
برای مثال، یکی از پیشنهادهای کاربردی این است که فرش دستبافت ایرانی به عنوان نقطه کانونی فضا به کار رودgaminodena.com. اگر فرش سنتی را در مرکز اتاق قرار دهیم و سایر مبلمان را ساده و مینیمال در نظر بگیریم، تضاد زیبایی بین سادگی مدرن و پیچیدگی سنتی ایجاد میشود و فرش ایرانی جلوهای برجسته مییابد. همچنین میتوان اکسسوریهای ایرانی مثل پشتیهای گلیم، منبتکاریهای چوب، آینهکاری و خوشنویسی را با مبلمان مدرن ترکیب کرد. فرضاً یک قاب مینیاتور یا خوشنویسی روی دیوار سفید، یا یک لوستر سنتی با شیشههای رنگی در اتاق پذیرایی، حس و حالی اصیل به محیط میدهد. اصولاً ادغام سبک ایرانی و مدرن زمانی موفق است که با رعایت تناسبها انجام شود؛ یعنی کاربری مدرن با رعایت نشانههایی از فرهنگ خودمان. به این ترتیب میتوان دکوراسیونی ساخت که هم نو و روز باشد و هم ریشه در هویت بومی داشته باشد.
برای داشتن دکوراسیونی هماهنگ با روحیات ساکنان و نیز اصالت معماری ایرانی، میتوان نکات زیر را مدنظر قرار داد:
با رعایت این نکات میتوان دکوراسیونی خلق کرد که هم زیبا و شیک باشد و هم منحصربهفرد و شخصیتمحور. چنین فضایی نه تنها مطابق با مدهای گذرا طراحی شده، بلکه عمیقاً با خاطرات و فرهنگ ما پیوند دارد. به این ترتیب خانه، مفهوم یک مکان صرف را از دست میدهد و تبدیل به قصهای شخصی میشود که در هر گوشهاش بخشی از هویت ساکنانش به چشم میخورد